مطلب دوم اینکه آنطوری که از شواهد پیداست عده ای از جوانان حیدرآباد با حقوق بسیار پائین در حال کار در برخی کارخانجات فعال هستند و به قولی در حال استثمار شدن هستند و گوئی هیچکس متوجه نیست .اگر کارگری به حقوق کم و ساعت کاری اعتراضی هم داشته باشد خیلی راحت میگویند بفرما برو تسویه حساب کن نیازی به بودنت نیست!!!
جوانی که تنها دلخوشیش همین کار است برای حفظ آبرو و یا اجبار برای امرار معاش مجبور به قبول شرایط نامناسب میباشد...![]()
مواردی هم از اخراج کارگران هست که یک نمونه آن مرد جوانی است که دارای زن و فرزند میباشد و بااینکه نزدیک به دوسال در یکی از کارخانجات با جان و دل از خود مایه گذاشته بود به بهانه کوچکی اخراج شد و وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم بسیار افسرده و ناراحت میباشد
چونکه آینده خود را به امید کار در آنجا به خطر انداخته است و الان دیگر هیچ جای دستی ندارد...![]()
امروز هم با یکی از اعضای شورا برای این موضوع بحث کردم و ایشان هم فرمودند از دست ما کاری برنمی آید.و در این مورد ما قدرت دخالت نداریم؟!!!
البته این آقا هم از بابت این موضوع بسیار ناراحت و نگران هستند ولی خوب واقعا باید چاره ای اندیشید.![]()
شاید در برخی موارد اخراج کارگر تقصیری گریبانگیر کارخانه دار
نیست و برخی جوانان وظیفه خود را درست انجام نمیدهند
یا ... ولی آنچه پیداست حقوق و مزایای ناعالانه این کارگران جوان است که امیدوارم شورای محترم حیدراباد با تدابیری درست و با همکاری روسای کارخانجات به نتایج درستی برسند و فکری برای این جوانان که اکثرا متاهل یا در شرف تاهل هستند بنمایند.
در نهایت باز هم از خدای قادر و متعال میخواهم عادلانه اندیشیدن و عادلانه عمل کردن را نصیب همه اقشار چه سرمایه دار و چه کارگر بنماید.انشاالله...![]()